تبلیغات
♥OnLy VoLlEyBaLl♥ - میـــرن آدما...
♥فقط شماره 2 پیکان♥

میـــرن آدما...

شنبه 5 اسفند 1391 12:49 ق.ظ

نویسنده : SaRA
ارسال شده در: ورزشی غیروالیبالی ، تیم ملی ، والیبالی ،

سلام..

مرگ سعید هاشمی ی شوک بزرگ بود برای همه ی ما..

این والیبالیست خوش پرش، ایندفعه خیلی بلندتر پرید..زود بود برای رفتن...

     saeed...

فقط و فقط امیدوارم خدا به خانواده ش صبر بده...

          too ghalbe mayiii


کاپیتان تیم والیبال شهرداری تبریز:

هنوز در شوک مرگ سعید هاشمی هستم.
 
محمد غیاثی گفت: با شنیدن خبر درگذشت سعید هاشمی هنوز در شوک بوده و باور این خبر برایم بسیار سخت است.
محمد غیاثی که به شدت متاثر بود، افزود: وی با اینکه والیبال را دیر آغاز کرده بود، اما استعداد فوق‌العاده‌ای داشت و با پرش‌های بلندش آینده درخشانی برایش متصور می‌شد.
وی در مورد خصوصیات اخلاقی هاشمی گفت: بازیکن بدون حاشیه و آرامی بود که هیچگاه وارد حاشیه‌ها نشد و حتی سال گذشته از سوی ولاسکو به تیم ملی دعوت شد و متاسفانه والیبال ایران یکی از استعدادهای درخشان خود را از دست داد.
سعید هاشمی متولد ۱۳۶۸ ارومیه بود. وی پنج سال سابقه بازی والیبال حرفه‌ای را داشت و سال گذشته نیز با قرار داد دو ساله به تیم شهرداری تبریز پیوسته بود. وی محبوبیت فراوانی بین والیبال دوستان داشته و بار‌ها از سوی تماشاگران تبریز و ارومیه مورد تشویق قرار گرفته بود.                  منبع:ایلنا
(امیدوارم جاش خوب باشه)
بگذریم..
 
از حواشی بازی پیکان-کاله براتون بگم..
اول اینکه شیره کالــــــــــــــــــــه ی آسیــــــــــایـــــــــتی..هووو هوووو
      
  
کاله ی آسیایی
 
 
من رفتم برا دیدن بازی دو شب قبلش شایعه شد که راه نمیدن خانمارو اما بعدش گفتن آزاده...خلاصه با هزارجون کندن رفتیم گفتن راه نمیدن...فحش بود که بشون تو دلم دادم..
ی ذره رفتم پارک لاله یکمی رفتم باشگاه که بازی تموم شه..
حدود 5 تا امتیاز مونده بود که بازی تموم شه ی هو دیدیم سربازا باتوم ها رو گرفتن دستون کلاهشونو گذاشتن مث زنجیر بهم وصل شدن و اجازه نمیدادن کسی رد شه..
بازی تموم شد..
اول هوادارای پیکان ریختن بیرون..چنتا بچه مدرسه ای سوار اتوبوس کرده بودن اورده بودن برای تشویق که وقتی پیکان باخت اومده بودن بیرون داد میزدن پیرهن پیکان رو 3تا هزار میفروختن...
بعد طرفداارای کاله ریختن یکم شلوغ کردن..
از همه مهمتر دعوای بین بازیکنا بود..چیزی که تا حالا سابقه نداشته کتک کاری در حدی که حمزه رو صورتش یخ گذاشته بود..
 
عادل غلامی رو نگااا...

havashi
 
 
اینم اون کسی که زد تو صورت داش حمزه مااا..

hamze
 
اینم پلنگ کاله ی آمل..(ینی همه همه رو میزدنا...)
 
 
بعدشم کشاورزی با اخم اومد بیرون..همینطور بی تفاوت و اخمو بازیکنا اومدن بیرون...
فقط چنتا از برو بچ کاله حالشون خوب بود مث علیزاده ، عبادی پور و ابوالفضل لیبرو 2 کاله که چن دفعه وسط بازی اومد از خانه والی بیرون و رفت رستوران..
 
امروز صبح شبکه 1 آقای افشاردوست صحبت میکردن و گفتن اونا که کتک کاری کردن تو ملی جا ندارن..مجریه هم گفت آقا ولاسکو حق دارن..(خدایی همه کتک میزدن و میخوردن..)
و گفتن:بی اخلاق ها جایی در تیم ملی ندارند
پیراهن تیم ملی مقدس است، هركسی شایستگی پوشیدن آن را ندارد
بعدش حمزه زرینی تو ی مصاحبه گفتن :
مشکل تماشاگرانی هستند که قبل از بازی تعیین می‌شوند تا به چه کسی فحش ناموسی دهند! و آخر چگونه وارد زمین شوند و با مشت به چشم من بزنند. خدا به من آنقدر قدرت داده که جواب این چُنین رفتارهایی را بدهم اما سکوت کرده‌ام. مطمئن باشید این رفتارها از پیش تعیین شده است.

ملی‌پوش تیم والیبال کاله افزود: شما خودتان می‌دانید که تا به حال یک بار هم به کمیته انضباطی دعوت نشده‌ام. اما این رفتارها بی‌جواب نمی‌ماند. کسی که لباس تیم پیکان را بر تن دارد تاکید می‌کنم لباس پیکان را بر تن دارد و در تمرین‌های پیکان هم حاضر می‌شود اما مشخصا هیچ مسئولیتی در زمین مسابقه ندارد، بعد از پایان بازی با مشت به صورت من می‌زند و کسی هم سراغش را نمی‌گیرد. آخرش هم می‌گویند مشکل، ملی‌پوشان هستند!


 
30 بهمن تولد عبدالرضا علیزاده بود..با تاخیرر تولدش مبااارک...
 
tavalode abdorreza
(میلاد عبادی پور،ابوالفضل قلیپور،عبدالرضا علیزاده ی عزیز)

دلم چقد برای سام تنگ شده..عشقم چ بزرگ شدی..

(این عکس کار دوست عزیزمون مریم جوون تو فیس بوک هس که من از پیج مهدی بازارگرد برداشتم ..مرسی مریم جاان)
  


و در آخر قهرمانی ایران در جام جهانی کشتی  رو به همه ایرونیا تبریک میگم...
صادق: یه مادر پیری از پشت دستم و گرفت، گفت پسرم ورزشکاری؟
گفتم: بله مادر کشتی گیرم، مسابقه قهرمانی داریم.
گفت: خدا پشت و پناهت! پسر منم کشتیگیر بود، ایشالـاه زمین نخوری!
وقت سوم مسابقه بود، رقیبم سرسخت بود و نفس خالی کرده بودم!
یه لحظه دعای...
مادر یادم اومد، توان نداشتم اما باید پا میشدم و میبردم!
پا شدم تا زحمت بچه ها هدر نره!پا شدم تا کشتی ایرانیا یاد رقیبا بمونه!
پاشدم تا دل همه مادرا شاد بشه! (خسته نباشی فرزند باغیرت ایران زمین)
    


خیلی دوستون دااارم..تاا بعد...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 اسفند 1391 11:41 ب.ظ