تبلیغات
♥OnLy VoLlEyBaLl♥ - ایران - ژاپن
♥فقط شماره 2 پیکان♥

ایران - ژاپن

شنبه 18 شهریور 1391 06:25 ب.ظ

نویسنده : SaRA
ارسال شده در: تیم ملی ، والیبالی ،

سلااام...تبریک واسه دیروز

جاتون خالی رفتیم استادیوم...خیلی خوش گذشت بذارید براتون تعریف کنم

دقیقا ساعت 4:15 دم استادیوم بودم اما درها به رو خانما بسته بود

کلی شعار دادیم...یکی میگفت دیدن والیبال حق مسلم ماست..اون یکی میگفت ما پارتیمون سعیده

چند دفعه ی عده افتادن زمین..فک کنم منتظر بودن چند نفر زیر دست و پا خدانکرده بمیرن

اونجا ی دوست پیدا کردم که از مازندران برا تشویق ملی اومده بود تهران

خلاصه زنگیدیم به آقاهامون گفتیم شلوغ کنید بگید مارو راه بدن اخه آقایونو راه میدادن

ساعت 5:40 دیقه درو باز کردن..رفتیم تو...

بازی شروع شد قرار بود وقتی ایران سرویس میزنه همه سکوت کنن...صدای هیس هیس میومد

منو شقایقم اونجا وقتی سکوت بود جیغ میکشیدیم شیره سامان فائزی...(حالا تو ذخیره بودا)

چند دفعه هم گفتیم شییره محمد فلاح..اون کلا تو جوانانه

خلاصه دم بچه ها گرم بردیم...اومدیم بیرون...

واستادیم که باباهامون بیان..دیدیم قائمی اومده بیرون

رفتیم باهاش عکس انداختیم طفلی خسته بود..بعد معروف و حمزه اومدن...که این سربازای حراست نمیذاشتن بریم سمتشون...سعید طفلی ی دفعه مهربون شده بود داشت امضا میداد اون آقاهه گفت برید اینجا وانستید..سعیدم میگفت باشه چشم

آرش ی گوشی گرفته بود دستش که من دارم صحبت میکنم..ی دخی بد گیر داده بود که با من عکس بنداز

آخرش آرش برگشت گفت خانم دارم صحبت میکنم

شقایق رفت که با حمزه عکس بگیره که سامان فائزی رویت شد..به شقی گفتم بی خیال حمزه و سعید شو بیا بریم پیش سامان...از من پایه تر گفت باشه..

اومدیم که بریم این آقا سربازه باز گیر داد...دلمونو زدیم به دریا با صدای بلند گفتیم سااامان فااائزی(ی دختره کنارمون بود میگفت اره اون خوبه صداش کنین)

فائزی برگشت اما متوجه نشد صدا از طرف ماست...خلاصه اومد بعد از سلام اینا گفتیم ی عکس؟گفت باشه

ماشالا خیلی بلندن

همین دیگه..

دعا کنید فردا هم برم

اینم جناب فائزی ببخشید شب بود دوربین نبرده بودیم خیلی بی کیفیته

به امید پیروزی دوباره تیم ملی..خدانگهدارتون

                                                       سامان فائزی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 شهریور 1391 06:48 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30